فمینیست انقلابی : میراث چپ افراطی


logo




فمینیست انقلابی : میراث چپ افراطی در جنبش زنان ایران

چهار شنبه ۲ دی ۱۳۹۴ - ۲۳ دسامبر ۲۰۱۵

پیمان نعمتی



محتوی استراتژی جنبش زنان در ایران با هرگونه تغییر حاکمیت در اساس تغییری نمی کند و آنرا با امکانات قابل توجه ای مواجه نمی سازد و به این علت است که جنبش زنان نمی تواند خود را در کنار نیروی هایی قرار دهد که هدف تغییر حاکمیت سیاسی را دارند و بعنوان بخشی از اپوزیسیون متخاصم قلمداد شوند.
استراتژی جنبش زنان برای دوره هایی طولانی در هر گونه حاکمیت اصلاح طلب، محافظه کار،انقلابی و یا دیکتاتوری دارای خصوصیات اساسی مشترک خواهد بود وهیچگاه اولویت تغییر قدرت سیاسی را نمی تواند داشته باشد.
گسترش و عمق یابی فعالیت های جنبش زنان در ایران، طرح تفاوت های نظری استراتژیک میان دو گرایش زنان اصلاح طلب – رفرمیست و فمینیست های انقلابی – رادیکال را جهت تدوین یک سیاست انتخاباتی امروزین - مدرن و حرکت به سوی اتحادهای استراتژیک در جنبش زنان را به یک نیاز مبرم تبدیل کرده است.

ورود به حوزه مشارکت سیاسی در ساختارهای خرد و کلان جامعه در میان گرایش زنان اصلاح طلب، دارای اولویت در فعالیت ها، و جایگزین تقدم بر اتحادهای موقت شکننده بر پایه امور فرهنگی – صنفی و همبستگی زنانه – خواهرانه با گرایش انقلابی شده است.

گرایش اصلاح طلب – رفرمیست بعنوان بخش غالب گرایشات متنوع جنبش زنان، استراتژی خود را بر اساس پیگیری مطالبات زنان از طریق اصلاح قوانین، ایجاد نهادهای مدنی، مشارکت در ساختارهای سیاسی، فعالیت ها در چارچوب قانون اساسی و آگاهی بخشی و سازمانیابی، قرار داده است.

گرایش فمینیست انقلابی – رادیکال مجموعه ای ناهمگون از نظرات و شخصیت هایی با پیشینه چپ های افراطی و سنتی با استراتژی تعدیل – آرایش شده چپ سنتی هستند. نقطه مشترک این مجموعه دراستراتژی سیاسی و بردو پایه نفی کارایی اهداف اصلاحی - رفرمیستی و پیش شرط تغییر حاکمیت سیاستی جهت تغییرات بنیادی درشرایط زنان است.

این نوشته با طرح نظرات شخصیت هایی از جمله شادی امین، شهلا شفیق، فرزانه راجی، هایده مغیثی، شعله ایرانی و ویکتوریا آزاد به معرفی و نقد نظرات گرایش فمینیست انقلابی می پردازد.

گرایش های اصلاح طلب - رفرمیست جنبش زنان با بررسی تفاوت های نظری و روشنی در استراتژی سیاسی متضاد با گرایش فمینیست انقلابی، می توانند با اولویت ایجاد اتحادهای استراتژیک میان خود، ازتاثیرات گذشته تمکین به اهداف استراتژیک چپ افراطی و سنتی بطور کامل رها شود و استراتژی سیاسی مستقل خود را راهنمای فعالیت های جنبش زنان قرار دهند.

استراتژی فمینیست های انقلابی و موضوع اصلاح - رفرم

مجموعه فمینیست های انقلابی استراتژی خود را بر این پایه قرار می دهد : اینکه ماهیت حاکمیت قابلیت اصلاح ندارد و در نتیجه هر گونه هدف استراتژیک بر اساس فعالیت های اصلاح طلبانه نفی می شود. دراین استراتژی حرکت های اصلاحی صرفا بعنوان تاکتیک فشار، تشدید بحران در حاکمیت و آگاهی بخشی، مشروعیت دارند.

از نمونه های طرح این استراتژی می توان به موارد زیر اشاره داشت:

فرزانه راجی در نقد "آن هایی که اصرار دارند در چارچوب نظام حاکم فعالیت کنند" می نویسد:

"گرایش هایی را که با محتوای اصلاح طلبی فعالیت می کنند مورد نقد قرار می دهم. یکی از منظر چپ که این مبارزات را انقلابی نمی داند. انقلابی به معنای این که به ریشه های ستمدیدگی زنان بی توجه است و تمام هم و غم خود را برای تغییر برخی قوانین گذاشته است، آنهم درچارچوب مناسبات موجود"

( راجی – مهر 1387).

شادی امین درباره دیدار زنان اصلاح طلب – رفرمیست با زهرا رهنورد در قبل از انتخابات 88 می نویسد:

"تمام این دید و باز دید ها و سر هم بندی کردن "مدارا" و "مسالمت آمیز" بودن این جنبش در خدمت توجیه این سیاست است که به پایه های این نظام دست نخورد و به اصلاحاتی حداقلی رضایت دهیم"

(امين- فروردين 1389).

ویکتوریا آزاد همچنین می نویسد:

"اعتماد مردم به کل نظام و کلیه اعوان و انصارش سلب شده است و ترمیم آن غیرممکن است ... و

خواهان تغییرکل نظام سیاسی ایران هستند" او معتقد است که حاکمیت " معضل مشروعیت و ساختاری نظام" دارد " ( آزاد –آذر 1388).

هایده مغیثی از استراتژی اصلاح حاکمیت انتقاد می کند:

"اینکه عده ای بدون توجه به ماهیت نظام٬ امیدوارند که حاکمیت فعلی را اصلاح کنند٬ و عده ای که بی توجه به قدرت و امکانات حاکمیت و اپوزیسیون قصد دارند آنرا بلافاصله سرنگون و جایگزین کنند"(مغیثی – شهریور1389).

شهلا شفیق با روشنی استراتژی نفی کارایی اصلاح طلبی، طرد حاکمیت را اولویت قرار می دهد:

"حالا وارد یک مرحله‌ی جدید شده ایم که جامعه می‌خواهد تکلیفش را با کل سیستم روشن کند و مسأله‌‌ی زنان در مرکز این مبارزه برای مردم‌سالاریست"( شفيق - ارديبهشت 1390).

"بن بست اصلاح طلبی اسلام گرا، پرچم سبز اصلاح طلبی اصول گرا توانست تنور انتخابات را گرم کند و بر مشروعيت نظام مهر تأييد زند"( شفيق – خرداد 1388).

راه حل های استراتژی فمینیست های انقلابی

راه حل های مجموعه فمینیست های انقلابی هر چند با کلی گویی همراه هستند در یک مورد اشتراک دارند و تغییر حاکمیت را دارای اولویت و هدف اصلی قلمداد می کنند:

شهلا شفیق از راه حل "خیزش‌های مردمی که امروزه کشورهای موسوم به مسلمان را به لرزه در آورده اند، خواست آزادی، عدالت اجتماعی و دموکراسی را پرچم مبارزات خود کرده اند" جانبدارای می کند و بعد از انتخابات 88 می نویسد:

"اما اين بار، نمايش بی قدرتی رای دهندگان چه تاثيری بر جنبش های مدنی در حال رشد، اين تنها ميدان نمايش قدرت مردم، خواهد داشت؟ آيا از فضای يأسی که در پی دارد زيان خواهند ديد؟ يا به عکس، چشم از بالا برخواهند گرفت و با سلاح قدرتمند همبستگی، هيولای در حال احتضار رژيم اسلامی را به چالش خواهند کشيد؟" (شهلا شفيق – 23 خرداد 1388).

شادی امین خواهان این است که "ما بايستی تکليف خود را با سياست حاکم وجاری مشخص کنیم" به نظر او از"عوامل علت شکست جنبش بعد از انتخابات 1388 امید به بالایی ها و تلاش برای حفظ کلیت نظام و دوری رهبران از نیروهای برانداز بوده است" ( امین – فروردین 1391).

فرزانه راجی راه حل "جلوگیری از به هرز رفتن نیروهای رادیکال موجود در جنبش زنان ایجاد یک جریان مستقل و چپ" را مطرح می کند و بدنبال این است که نیروهای چپ "ارزش های فمینیستی و نیازهای زنان را درونی کرده، آ نها را جدی بگیرند و در جهت تشویق و تشکیل جریانات فمینیستی چپ همراهی و همکاری کنند"( راجی – 8 مهر 1387).

شعله ایرانی الگوی خیزش های اجتماعی در "بهار عربی" را برای ایران توصیه می کند:

"حقیقت فرارسیدن دوران خیزش های سرنوشت ساز. دوره ی دیکتاتوری های سلطانی و پدرسالارانه به سر رسیده است. دهه ی دوم قرن بیست و یکم، دوره ی انقلاب هاست... آیا حالا دوباره نوبت ماست که میدان تحریر، «میدان آزادی» مان را پس بگیریم و «میدان انقلاب» را از چنگ انقلاب ستیزان رها سازیم!؟ یاسمن عربی در انتظار شادباش به لاله های دشت های ماست. بهار عربی، بهار ایرانی...بهار همبستگی، صلح و رهایی"( شعله ایرانی – 23 خرداد 1390).

در نقد استراتژی سیاسی فمینیست های انقلابی

پیشینه سیاسی : این مجموعه که بطور عمده دارای پیشینه فعالیت در چپ های افراطی دوره انقلاب بهمن و یا چپ های سنتی بوده است، هیچگاه به نقد استراتژی سیاسی چپ نپرداخته است. شادی امین بطور کلی از فعال بودن در سازمان های سیاسی و "انحرافات سیاسی" آنها بعنوان علت جدایی سخن می گوید( امين - فروردین 1388) . اما این انحرافات سیاسی شامل استراتژی سیاسی چپ افراطی نمی شود.

نقد استراتژی سیاسی چپ افراطی و سنتی نمی تواند بوسیله این مجموعه صورت گیرد بعلت اینکه این مجموعه فمینیست انقلابی هنوز موارد اساسی استراتژی سیاسی سازمان های چپ افراطی و چپ سنتی را حفظ کرده است.

هسته اصلی پیوند فمینیست انقلابی و چپ افراطی و سنتی

زمانی که یک حاکمیت غیر قابل اصلاح باشد، باید هدف اصلی تغییر این حاکمیت باشد.هر هدف دیگر باید تابع هدف اصلی باشد و اهداف اصلاحی کارایی ندارند. تغییردیپلماتیک واژه سرنگونی حاکمیت آنطور که چپ سنتی مطرح می کند با واژه های "طرد، نفی،برچیدن، جایگزینی، براندازی" حاکمیت و همچنین تغییر واژه انقلاب و قیام مردمی با واژه "خیزش های اجتماعی" تغییری اساسی در محتوی این استراتژی نمی دهد.

با پذیرش حکم اساسی غیرقابل اصلاح بودن حاکمیت راهی بجز موکول کردن مطالبات زنان به بعد از تغییر حاکمیت نیست. هرگونه حمایت از حرکت های اصلاحی زنان استفاده ابزاری از زنان بعنوان یک تاکتیک فشار به حاکمیت و در خدمت هدف اصلی تغییر حاکمیت است.

واقعیت این است که بطور تاریخی تشویق زنان جهت حرکت های اصلاحی - رفرمیستی صرفا جهت ابزاراعتراض و فشار و تحمیل شکاف در حاکمیت ها و همسو با اهداف سیاسی نیروهای سنتی چپ برای تغییر حاکمیت سیاسی بوده است.

پذیرش نظریه اصلاح ناپذیری ماهیت حاکمیت و نفی کارایی اهداف اصلاحی اساس استراتژی چپ افراطی و سنتی است. بطور نمونه حزب توده ایران بر این مبنا دارای برنامه ای منسجم بر اساس این استراتژی سیاسی است.

هایده مغیثی و ادغام نظریه چپ سنتی در جنبش زنان

زمانی که بخش عمده این مجموعه از اولویت هدف سیاسی تغییر حاکمیت سخن می گویند اما بخشی دیگر با کلی گویی و ابهام سعی در آشتی دادن استراتژی جنبش مستقل زنان با استراتژی چپ افراطی – سنتی و حفظ اولویت تغییر حاکمیت در پوشش ادبیات فمینیستی را دارند.

نظرات هایده مغیثی نشانگر تلاش ادغام وآشتی استراتژی جنبش زنان و اولویت هدف سیاسی تغییر حاکمیت است. جهت این ادغام او به نظریه چپ سنتی الهام گرفته از تئوری انقلاب لنین متوسل می شود.

مغیثی نظریه چپ سنتی مبنی بر اولویت "اهداف بلند مدت" بر اهداف کوتاه مدت" را مطرح می کند، اهداف زنان اهداف کوتاه مدت و دموکراسی و استقرار یک دولت سکولار، اهداف بلند مدت هستند.

مغیثی درباره هدف اصلی تغییر حاکمیت صرفا مخالف سرنگونی "بلافاصله" و عدم توجه به قدرت حاکمیت است:

"عده ای که بی توجه به قدرت و امکانات حاکمیت و اپوزیسیون قصد دارند آنرا بلافاصله سرنگون و جایگزین کنند".»"( مغیثی – شهریور1389).

از نظر مغیثی مطالبات مشخص زنان " اهداف کوتاه مدت" می باید در "قالب" خواسته های بلند مدت سکولاریسم و دموکراسی مطرح بشوند و مهمتر از همه اینکه "گاهی" خواسته های مشخص زنان در گرو تحقق خواسته های اساسی بلند مدت سکولاریسم و دموکراسی هستند. او در پاسخ به نوشین احمدی خراسانی می نویسد:
" در اینجا چند سئوال مطرح است: اول اینکه بر چه اساس بر این باورید که طرح همزمان خواستهای مشخص و ملموس از سوی جریانهای زنان از جمله انتخابات آزاد با خواستهائی اساسی از جمله سکولاریسم و دموکراسی لزوما به یک «ایدئولوژی غیر قابل انعطاف» خواهد انجامید؟ دوم آنکه این خواستهای «کوتاه مدت» که مطرح کرده اید٬ آیا بلند مدتی هم دارند؟ اگر ندارند٬ پس خواستهای جنبش زنان همیشه باید در حد خواستهای ملموس٬ بلافاصله و کوتاه مدت بمانند٬ و در این صورت جنبش زنان نیازی به طرح خواستهای بزرگتر ندارد. اما اگر خواست های بلند مدتی هم مد نظر است٬ که اطمینان دارم شما نیز به آن باور دارید٬ در آن صورت چرا نباید طرح خواست های کوتاه مدت را در قالب آن خواست های بلند مدت مطرح کرد. حتی شاید بتوان گفت گاهی دست یافتن به خواستهای کوتاه مدت٬ و بطور مشخص برابری قانونی٬ در گرو تحقق خواست هایی است که شما طرح آنها را در این مقطع لازم نمی دانید. این بخش گفته شما نافی انتقاد بسیار درستی است که به فعالین حقوق زنان در دوران شاه که به حاکمیت پیوستند دارد که علیرغم دستاوردهای معین شان در احقاق حقوق زنان٬ بخاطر «..در نظر نگرفتن «شکاف بین دولت و ملت» سبب شد ....«آنها تصور کنند «تنها نیاز و خواسته» زنان همین تغییرات مثبت قانونی است»"( مغیثی – همان).

واژه "گاهی" خواستهای زنان در گرو تحقق خواستهای اساسی سکولاریسم و دموکراسی هستند، بطور منطقی از نظرمغیثی شامل دوره هایی می شود که ماهیت یک نظام غیر قابل اصلاح است، امکان شکل گیری جنبش اصلاح طلبانه وجود ندارد، خواست های کوتاه مدت زنان در "قالب" خواست های بلند مدت مطرح میشوند و در پایان خواست های زنان با استقرار یک دولت سکولار دموکراتیک پاسخ داده می شود.

نتیجه اینکه از نظر مغیثی در دوره و شرایط کنونی چون ماهیت نظام غیر قابل اصلاح است، خواسته های زنان در گرو تحقق خواسته استقرار دولت سکولار دموکراسی به معنای تغییر حاکمیت معنا می یابند. این بطور دقیق استراتژی چپ سنتی است که بطور منسجم در برنامه حزب توده ایران مطرح شده است.

استراتژی فمینیست انقلابی همان استراتژی چپ افراطی و چپ سنتی در پوشش ادبیات فمینیستی است

واقعیت این است که خواسته های زنان و حمایت از اصلاحات به سود زنان بطور تاریخی صرفا جهت اعتراض و فشار و تحمیل شکاف در حاکمیت ها و همسو با اهداف سیاسی نیروهای چپ افرای و سنتی برای تغییر حاکمیت سیاسی بوده است.

نظریه اولویت هدف سیاسی تغییر حاکمیت بعنوان پیش شرط تغییرات بنیادی در امور زنان، زنجیره ای از نظرات تاریخی و وابستگی جنبش زنان به چپ افراطی و سنتی را حفظ می کنند. با اولویت اهداف سیاسی و انتظار تغییر حاکمیت، بطور طبیعی می باید از هم اکنون در کنار نیرو هایی که خواهان تغییر حاکمیت سیاسی هستند، فعالیت کرد. این نظر با هویت و هستی جنبش مستقل زنان در تناقض فاحش است.

استراتژی جنبش زنان و تغییر حاکمیت سیاسی

محتوی استراتژی جنبش زنان در ایران با هرگونه تغییر حاکمیت در اساس تغییری نمی کند و آنرا با امکانات قابل توجه ای مواجه نمی سازد و به این علت است که جنبش زنان نمی تواند خود را در کنار نیروی هایی قرار دهد که هدف تغییر حاکمیت سیاسی را دارند و بعنوان بخشی از اپوزیسیون متخاصم قلمداد شوند.

استراتژی جنبش زنان برای دوره هایی طولانی در هر گونه حاکمیت اصلاح طلب، محافظه کار،انقلابی و یا دیکتاتوری دارای خصوصیات اساسی مشترک خواهد بود وهیچگاه اولویت تغییر قدرت سیاسی را نمی تواند داشته باشد.

جنبش زنان در چند ماه گذشته با نظریه مشارکت سیاسی در ساختارهای خرد و کلان جامعه و شرکت رسمی در انتخابات بطورعملی پذیرفته است که طرح خواسته های زنان صرفا ابزاری و برای اعتراض نیست و عملی - اجرایی شدن آنها نیاز به مشارکت زنان در ساختارهای سیاسی جامعه را دارد.

در نتیجه : اهداف استراتژیک جنبش زنان با ایجاد نهادهای مدنی، مشارکت سیاسی در جامعه، آگاهی بخشی و سازمانیابی از طریق شیوه های اصلاحی – رفرمیستی، امکان واقعی عملی شدن پیدا می کنند.

اهداف استراتژی گرایش فمینیست های انقلابی برای جنبش زنان با سه دهه انتظار برای تغییر حاکمیت و ادامه دنباله روی از احزاب سیاسی سنتی برای برقراری دموکراسی و سکولاریسم، همراه بوده است.

منابع

شادی امين -10 فروردین 1388- رقابت ، همکاری و سازمانیابی در جنبش زنان - عصر نو

شهلا شفيق - 16 ارديبهشت 1390- « فمینیسم اسلامی، ابداع غرب »– عصر نو

فرزانه راجی – 8 مهر 1387- جنبش زنان و چپ – عصر نو

ویکتوریا آزاد – 24 آذر 1388- حقوق بشر، زنان، جایگاه آنان در جنبش سبز - عصر نو

هایده مغیثی – شهریور 1389- اصلاح طلبی راهی دشوار و حساس است – عصر نو

شعله ایرانی – 23 خرداد 1390- بهار عربی، بهار ایرانی – عصر نو

شادی امین – فروردین 1391- جنبش زنان در یکی از ضعیف ترین مقاطع حیات خود در رابطه با مخاطبینش قرار دارد – اخبار روز

شهلا شفيق – 23 خرداد 1388- از پسلرزه سرد انتصابات – عصر نو

شهلا شفيق –18 اسفند 1489- مبارزه برای حقوق زنان- عصر نو

شادی امين - 31 فروردين 1389 " نشست همگرايي سبز گروه‌هاي مختلف زنان" – عصر نو 

No comments:

Post a Comment