تهاجم چپ سنتی علیه جنبش زنان


logo




تهاجم چپ سنتی علیه جنبش زنان در ایران

شنبه ۷ آذر ۱۳۹۴ - ۲۸ نوامبر ۲۰۱۵

پیمان نعمتی

برخلاف حزب توده بخش مهمی از سازمانها و احزاب سنتی نظرات کاملا مشابه خود با حزب توده را در مفاهیم ساخته شده مبهم پنهان می سازنند. مفاهیمی مانند " انقلاب اصلاح طلبانه"، " اصلاح طلبی انقلابی"، برای پرده پوشی ماهیت نظرات و نزدیکی فرصت طلبانه به نیروهای اصلاح طلب – رفرمیست است. از این نظر، نقد نظرات حزب توده، تفاوت های اساسی استراتژی جنبش زنان با نظراتی را نشان می دهد که یگانه راه تغییرات بینادی را وابسته کامل به تغییر قدرت سیاسی قلمداد می کنند و از جنبش های اجتماعی بعنوان گردان – لشگر پیاده نظام استفاده می کنند.
موج گسترده فعالیت های گرایشات متنوع جنبش زنان در ایران در چند ماه گذشته را می توان دوره تثبیت یک سیاست انتخاباتی جدید با ویژگی های استراتژیک دراین جنبش در نظر گرفت. این سیاست انتخاباتی بر پایه نظری حق قانونی همه زنان در مشارکت ساختارهای خرد و کلان سیاسی و شرکت رسمی در انتخابات، بنا شده است.

ویژگی استراتزیک این سیاست انتخاباتی در پایه گذاری اتحاد عمل های درازمدت بین دو گرایش عمده زنان اصلاح طلب اسلامی پیرامون حاکمیت و گرایشات مستقل زنان است. سیاست هایی که بطور عمده هدف اصلاح قوانین از طریق ایجاد فرهنگ و نهادهای مدنی و رابطه با ساختارهای سیاسی حاکمیت را پیگیری می کنند.

جنبش زنان برای قوام یابی و تثبیت این سیاست انتخاباتی بر تاثیرات بازدارنده تاریخی سه مانع غلبه یافته است: راست سنتی با نظریه وظیفه اصلی خانه نشینی زنان، گرایش رادیکال فمینیست – آنارشیست با تقدس عمل گرایی و دوری از قدرت سیاسی و چپ سنتی با استراتژی سیاسی استفاده از نقش تعیین کننده جنبش زنان برای تغییر قدرت سیاسی.

نزدیکی استراتژیک زنان گرایش های مستقل با زنان اصلاح طلب اسلامی پیرامون حکومت باعث تشدید حساسیت و تهاجم بی سابقه به سیاست انتخاباتی جدید جنبش زنان شده است.

این نوشته بررسی نظرات حزب توده ایران به سیاست انتخاباتی جدید جنبش زنان و انتخابات مجلس آتی است. (چپ سنتی در این نوشته به معنای گرایشات سیاسی در نظر گرفته می شود که در اساس کلیات نظرات بنیادی مارکسیستی – لنینیستی و تئوری های اجتماعی بویژه تمرکز بر تغییر قدرت سیاسی بمثابه یگانه شیوه ایجاد تغییرات بنیادی اجتماعی را حفظ کرده ند).

در دو نوشته قبلی نگارنده (1- عصر نو - آرشیو ) مبانی نظری گرایش رادیکال فمینست – آنارشیست و همچنین سازمان فدائیان خلق – اکثریت درباره انتخابات مورد بررسی قرار گرفته شده است که بطور خلاصه چنین است:

گرایش رادیکال فمینیست – آنارشیست ایرانی با تمرکز مطلق بر ضدیت و دوری از قدرت سیاسی، تکیه مطلق بر عمل گرایی و توده ها و دوری از هر گونه تئوری – دانش جهت ترسیم مدل جایگزین و چگونگی راههای رسیدن به الگوی اجتماعی آینده، شناسایی می شود.

بر طبق نظر سازمان فدائیان خلق – اکثریت تاثیرگذاری بر انتخابات مجلس آتی می باید از جایگاه اپوزیسیونی، تاکید بر غیردمکراتیک بودن انتخابات، فاش کردن محدودیت های ضددموکراتیک و شکستن فضای غیردمکراتیک، مبتنی باشد:

"این رویکرد راهبردی و مطالبه محوری نیروی دمکراسی خواه را، می توان و باید بر بستر، فضا و فرصت های مختلفی که در جامعه ایران در مقطع انتخابات ایجاد می شود، پيگيری کرد. بنظر ما لازم است تلاش نیروهای آزادیخواه و دمکرات متوجه شکستن فضای غیردمکراتیک و فرا رویاندن خواست انتخابات آزاد، سالم، منصفانه و دمکراتیک به خواست همگانی مردم باشد"(2- سند سياسی مصوب کنگره چهاردهم).

به این جهت سیاست انتخاباتی سازمان اکثریت در انتخابات آینده مجلس از جایگاه اپوزیسیونی بعنوان سیاست  نیروهای دمکراسی خواه از جمله جنبش زنان، عاملی بازدارنده برای جنبش زنان با ویژگی شرکت در انتخابات و مشارکت سیاسی در ساختارهای خرد و کلان سیاسی در چارجوب قانون اساسی، است.

استراتژی سیاسی حزب توده ایران و جنبش زنان

سیاست حزب توده درباره جنبش زنان بطور طبیعی تابع استراتژی سیاسی آن است و هدف اصلی این استراتزی طرد رژیم ولایت فقیه است:

"حزب ما در دههٔ گذشته همواره بر این اصل مهم تأکید کرده است که، بدونِ سازمان دادنِ جنبش مردمی و گردانهای اجتماعیِ آن، بدونِ برنامهٔ سیاسیِ واحد و مشترک برای طردِ رژیم ولایت فقیه، و بدونِ فشار اجتماعی که ادامهٔ حکومت به شکل کنونی را برای حکومت کنندگان دشوار کند، نمیتوان به تغییرهای اساسی، پایدار، و دموکراتیک در میهنمان امیدوار بود" (3- نشستِ کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران - ۱٣ آبان ماه۱٣۹٣ ).

نقش جنبش زنان در استراتژی حزب توده ایران

در استراتژی حزب توده زنان دارای "وظایف خطیر" هستند و باید توانایی زنان را برای نبرد سرنوشت ساز و "رویارویی تعیین کننده" علیه دیکتاتوری ولایت فقیه آماده کرد:
"درنبرد سرنوشت ساز پیش روی، جنبش زنان نقش مهم و وظایف خطیری بردوش دارد. بخشی از سطح آمادگی مبارزاتی توده ها علیه دیکتاتوری ولایت فقیه، وابستگی تام و تمام به توانایی و تاثیر جنبش زنان دارد. باید این توانایی ها را تقویت کرده و برای رویارویی تعیین کننده آماده شد" (4- نامه مردم – ۱۵ تیر1388).

سیاست انتخاباتی حزب توده ایران و جنبش زنان

حزب توده شرکت در انتخابات را تنها به شرط تاثیرگذاری"واقعی" وتغییرهای"بنیادین" امکان پذیر می داند:

"لازم است گفته شود که، حزب ما در مقطع‌های گوناگونی که امکان تأثیرگذاریِ واقعی جنبش‌های اجتماعی در تحول‌های سیاسی در جامعه را ممکن می‌دید، شرکت در انتخابات را تشویق می‌کرد"(5-نامه مردم – 5 مرداد 1394).

اما در شرایط کنونی حزب توده امکان تغییرات بنیادین بنفع زنان را واقعی نمی بیند:

"ما عمیقاً بر این باوریم که بر بستر چنین فرایندهایی، انتظار تحقق تغییرهای بنیادین به‌نفعِ جنبش زنان نمی‌تواند واقع‌بینانه باشد. تغییرهای بنیادین با حضور و تکیه بر جنبش اجتماعی حاصل خواهد شد"(همان).

و به این علت به زنان هشدار می دهد که جناح های حکومتی جهت رای زنان برای انتخابات مجلس آتی به فعالیت های خود شدت داده اند:

"فعالان سیاسی نزدیک به جناح موسوم به اعتدالیون همراه با اصلاح‌طلبان حکومتی، طبق روال‌ این‌گونه فعالیت‌ها در گذشته، با تمرکز بر جنبش زنان درصددند با جلبِ حمایت زنان، بر رونق بازار سیاسی‌شان بیفزایند و مسیر رسیدن به برنامه‌های سیاسی‌شان را هموارتر سازند"(همان).

هشدارهای حزب توده به جنبش زنان 
حزب توده درباره فعالیت های انتخاباتی به زنان هشدار می دهد که "هدف، گرم کردن تنورِ انتخاباتی‌ای است که قرار است منافع جناح‌های چپاول‌گر در آن لحاظ شود" و این روند مشارکت پاستوریزه شده است و مواظب باشند تا بازیچه قرار نگیرند:

"بنابراین، هوشیاری نیروهای مترقی و فعالان عرصه کارزار زنان، نیازمند آن است که میان شرکت در انتخابات و به صحنه آوردنِ توده‌ها در جریان مبارزهٔ اجتماعی، تفکیک و تفاوت قائل شوند و از روندی که باعث هرز رفتن این فعالیت‌ها و بازیچه شدن‌شان از سوی جناح‌های ضدمردمی، به‌شدت اجتناب گردد.... واقعیت آن است که، روندها و سازوکارهای ارائه‌شده از سوی فعالان زن وابسته به جناح‌های حکومتی، نوعی مشارکت پاستوریزه شده است که هدفِ آن استفادهٔ ابزاری از جنبش‌های اجتماعی برای تأمین منافع جناح‌های چپاولگر حاکم و برنامه‌ریزی‌های آن‌ها است" (همان).

حزب توده ایران برای هشدارهای خود دلیلی کافی دارد چون از نظر حزب "همین ترفندهای کهنه در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ به نفع روحانی به‌کار گرفته شد و در جریان آن وعده‌های گوناگون به قشرهای اجتماعی مختلف ازجمله به زنان داده شد که حاصل آن وعده‌ها، دو سال پس از روی کار آمدن حسن روحانی، نیازمند بازگویی نیست"(همان). در واقع حزب توده به شدت هشدارهای خود افزوده است چون زنان در انتخابات 92 ترفندهای کهنه را نشناختند و به دام آن افتادند. به همین علت است که حزب توده بطور بی سابقه و تعجب آوری به زنان اصلاح طلب اسلامی مانند فاطمعه راکعی و شهین مولاوردی با عنوان "مهره های وابسته و گماشته" به "دولت ریاکار و زن ستیز روحانی"، برخورد می کند:

"حسن روحانی، بعد از روی کار آمدن، با انتصاب چند زن اسلام‌گرا مانند شهین دخت مولاوردی، سعی کرد چهره‌یی متفاوت در رابطه با زنان ارائه دهد. در طول یکی دو سال گذشته این مهرهٔ گماشته شده، با فعالیتی مستمر کوشیده است توهم‌هایی را نیز در زمینهٔ مسائل زنان به‌وجود آورد"(6- نامه مردم – 12 آبان 1394).

نادیدن یک واقعیت اساسی جنبش زنان

قبل از نقد نظرات حزب توده ایران درباره سیاست انتخاباتی جدید جنبش زنان به یک واقعیت بسیار مهم می باید توجه کرد. این تنها زنان اصلاح طلب اسلامی امثال فاطمعه راکعی نیستند که زنان را تشویق به شرکت در انتخابات و کاندیدا شدن می کنند و طرح 30 درصدی را مطرح می کنند: "لابی‌گری و تلاش برای حضورِ حداقل ۳۰ درصدیِ زنان را در فهرست‌های اصلاح‌طلبان مجلس شروع کرده‌ایم که تا قطعی شدن این حضور، این فعالیت‌ها ادامه خواهد داشت" بلکه بخش غالب زنان مستقل – سکولار در "کمپین به سوی تغییر چهرۀ مردانه مجلس" مشابه همین طرح ها و خواسته ها را درسه کمیته انتخاباتی در شکل تدوین و سازماندهی شده پیگیری می کنند:

"از این‌رو، برای پیشبرد اهداف این کمپین، سه کمیتۀ زیر تشکیل خواهد شد: 1 - «من کاندیدا می‌شوم.» 2 - «50 کرسی برای زنان برابری‌طلب» 3 - «کارت قرمز برای کاندیداهای زن‌ستیز.... توجه به موانع عظیم و بی‌شماری که در برابر زنان قرار دارد، برای ورود حداقل 50 زن برابری‌طلب به مجلس، باید هزاران زن که به عدالت و برابری حقوقی میان زن و مرد باور دارند خود را کاندیدای نمایندگی مجلس کنند .... ما کمیتۀ «50 کرسی برای زنان برابری‌طلب» را برای «تغییرچهرۀ مردانه مجلس» تشکیل می‌دهیم. محور فعالیت این کمیته تبلیغ 50 کرسی برای زنان در مجلس دهم در میان افکار عمومی است"(7 - بیانیه کمپین به سوی "تغییر چهرۀ مردانه مجلس"- 6 آبان 1394).

حزب توده طرح این خواسته ها از طرف زنان اصلاح طلب اسلامی را با "هدف، گرم کردن تنورِ انتخاباتی‌ای است که قرار است منافع جناح‌های چپاول‌گر در آن لحاظ شود" ارزیابی میکند و آنها بعنوان مهره و گماشته مورد تهاجم قرار می دهد، اما همزمان زنان مستقل را که همین سیاست ها را پیگیری می کنند، دارای نقش کلیدی برای تحولات اجتماعی می داند:

"واقعیت آن است که، تحول‌های اجتماعی در میهن ما که در آن‌ها زنان شجاع، آگاه، مبارز، و مستقل از حکومت نقشی بسیار کلیدی بازی کرده‌اند"(نامه مردم-12آبان94).

این واقعیت نشان می دهد که همین زنان مبارز و آگاه بعنوان بخش غالب زنان مستقل و سکولار اهداف و سیاست های هماهنگی با زنان اصلاح طلب اسلامی پیرامون حاکمیت دارند و این اهداف را در چارچوب نظام سیاسی و قانون اساسی کنونی پیگیری می کنند. انتقاد حزب توده از زنان اسلامی بطور طبیعی می باید شامل زنان مستقل نیز شود.

مشکل اصلی: دو استراتژی متفاوت و متقابل

حزب توده مطرح می کند که این تحولات انتخاباتی به "تغییرات بنیادی" ختم نمی شود. این بستگی به استراتژی هر گرایش سیاسی دارد تا مسیر و راههای رسیدن به تغییرات بنیادی مورد نظر خود را روشن سازد. در استراتزی حزب توده بدون طرد رژیم ولایت فقیه تغییرات بنیادی ممکن نیست. بنابراین انتخابات در این نظام سیاسی نمی تواند تغییرات بنیادی بوجود آورد.

از طرف دیگر، گرایشات متنوع جنبش زنان در ایران استراتژی سیاسی متفاوتی دارد و بر اساس اهداف و روش های استراتژیک خود به موضوع انتخابات برخورد می کنند. می توان نادرستی استراتژی جنبش زنان را مورد نقد قرار داد اما نمی توان با هشدار و نصحیت آنها را از تاکتیک ها و سیاست هایی که متناسب با استراتژی پذیرفته شده جنبش زنان است، مورد انتقاد قرار داد. در استراتژی جنبش زنان تغییرات بنیادی از میسر مورد نظر حزب توده نمی گذرد.

استراتژی جنبش زنان در ایران

مطالبات و خواسته ها ویژه زنان بخش اصلی استراتژی جنبش زنان را شامل می شود. استراتژی مطالبه محوری جنبش زنان با هدف تامین این خواسته های اصلی بطور طبیعی شیوه های رفرمیستی رسیدن به این اهداف را تعیین می کنند. این مطالبات ویژه زنان جدا از ماهیت حکومت ها نیاز حیاتی به ایجاد نهادهای مدنی زنان دارند. ایجاد نهادهای مدنی زنان نیاز به زمان طولانی و طرح بسیاری از خواسته های کوچک و جزیی دارند و پایه ای برای مطالبات بزرگ زنان فراهم می سازنند.

این استراتژی در مورد انتخابات مجلس آتی در ایجاد "مجموعه اقدامات کوچک" عنییت می یابد:

"در ‌‌نهایت می‌توان گفت که مسئله افزایش جهشی تعداد زنان در مجلس، می‌تواند این شانس را برای جامعه زنان افزایش دهد که در میان تعداد وسیع‌تر زنان کاندیدای مجلس، گروه‌هایی نیز از طیف‌های حداقلی برابری خواهان زن، بتوانند به پارلمان راه یابند. بی‌شک با افزایش جهشی زنان نماینده، هر کدامشان بسته به میزان دغدغه خاص برابری خواهانه خود، حداقل می‌توانند به تغییر در یک یا چند حوزه از تبعیض‌های موجود اقدام کنند که اگر چنین شود طبعاً مجموعۀ این اقدامات کوچک از سوی تعداد زیاد زنان نماینده، سرانجام می‌تواند سبب ساز برآیندی بزرگ‌تر در جهت بهبود وضعیت زنان باشد"( نوشین احمدی خراسانی –نوامبر2015).

جنبش زنان با شرکت در انتخابات هدف تغییرات بنیادی مورد نظردر استراتژی سیاسی حزب توده را ندارد و هیچ تعهدی سیاسی در جهت پیاده کردن استراتژی برنامه حزب توده را نیز ندارد. حزب توده می خواهد تا جنبش زنان بخشی از برنامه واحد سیاسی، گردانهای اجتماعی برای ایجاد فشار و طرد رژیم ولایت فقیه باشند.

" بدونِ سازمان دادنِ جنبش مردمی و گردانهای اجتماعیِ آن، بدونِ برنامهٔ سیاسیِ واحد و مشترک برای طردِ رژیم ولایت فقیه، و بدونِ فشار اجتماعی که ادامهٔ حکومت به شکل کنونی را برای حکومت کنندگان دشوار کند"(۱٣ آبان ماه۱٣۹٣).

اگر یک جریان سیاسی استراتژی همانند استراتژی حزب توده را پذیرفته باشد و در انتخابات مجلس با اهدافی که جنبش زنان مطرح کرده است، شرکت کنند، به یقین مخالف اهداف استراتژیک خود عمل می کند و می توان به علت دور شدن از اهداف استراتژیک مورد "هشدار" قرار گیرد. اما جنبش زنان هیچگاه استراتژی سیاسی طرد رژیم ولایت فقیه، آمادگی برای نبرد سرنوشت ساز و رویارویی تعیین کننده را نپذیرفته است. این دسته از زنان مستقل "توده زنان" بی نام نشان نیستند بلکه از لحاظ حقوقی افراد مشخص هستند و هرگونه مرجعیت ایدئولوژیک را بعنوان راهنما – توضیح المسائل خود را بارها نفی کرده اند و تعهدی برای پیگیری استراتژی حزب توده ندارند.

اقدامات جنبش زنان در کمپین "تغییر چهره مردانه مجلس" با آگاهی و متناسب با استراتژی جنبش زنان است. هشدارها به جنبش زنان درباره بازیچه شدن‌شان از سوی جناح‌های ضدمردمی، ترفندها و توهم آفرینی حاکمیت و ایجاد واهمه از نزدیک شدن به این یا آن جناح حکومتی، با سطح کنونی آگاهی های سیاسی - تئوریک جنبش زنان تناسب ندارد.

بخش مستقل جنبش زنان با آگاهی کامل از جایگاه و برنامه های چهره های شاخص زنان اصلاح طلب اسلامی و همچنین شهین دخت مولاوردی دارای قابلیت های همکاری هر چند محدود، برای منافع زنان ارزیابی می شوند. صفات "مهره های وابسته و گماشته" به این گروه از زنان، منصفانه نیست ونشان دوری استراتژی حزب توده ایران از نیازها و شرایط جنبش زنان در ایران است. ارزیابی های نظریه پردازان زنان مستقل، بخش زنان اصلاح طلب اسلامی را جزیی طبیعی از جنبش زنان در نظر می گیرند. تهاجم به زنان اصلاح طلب اسلامی کل جنبش زنان به تصعیف می کند.

چرا نقد نظرات حزب توده ایران مهم است؟

استفاده از نیروهای جنبش های اجتماعی از جمله جنبش زنان برای هدف اساسی تغییر قدرت سیاسی، شالوده نظرات سازمان ها و احزاب سنتی است. حزب توده برخلاف دیگر گروهها با صراحت و روشنی نظرات خود درباره جنبش زنان را مطرح می کند. از این نظر بررسی نظرات آن با دشواری همراه نیست.

برخلاف حزب توده بخش مهمی از سازمانها و احزاب سنتی نظرات کاملا مشابه خود با حزب توده را در مفاهیم ساخته شده مبهم پنهان می سازنند. مفاهیمی مانند " انقلاب اصلاح طلبانه"، " اصلاح طلبی انقلابی"، برای پرده پوشی ماهیت نظرات و نزدیکی فرصت طلبانه به نیروهای اصلاح طلب – رفرمیست است. از این نظر، نقد نظرات حزب توده، تفاوت های اساسی استراتژی جنبش زنان با نظراتی را نشان می دهد که یگانه راه تغییرات بینادی را وابسته کامل به تغییر قدرت سیاسی قلمداد می کنند و از جنبش های اجتماعی بعنوان گردان – لشگر پیاده نظام استفاده می کنند.

در نتیجه: سیاست های جدید انتخاباتی جنبش زنان نشان عبور به یک مرحله کیفی تازه است که جایگزینی - آلترناتیوی در برابر استراتژی های احزاب سنتی اپوزیسیون ارائه می دهد.

این اولین بار است که یک جنبش اجتماعی که به نادرستی بخشی از اپوزیسیون متخاصم قلمداد می شود، با هدف مشارکت در ساختارهای سیاسی خرد - کلان و رابطه مدنی با ساختارهای سیاسی حاکمیت، بدنبال شناسایی و قرار دادن خود در جایگاه اپوزیسیون قانونی است.

سیاست انتخاباتی جدید جنبش زنان یک مهر نهایی بر جدایی – طلاق جنبش زنان از گذشته دنباله روی و تمکین سیاسی از احزاب سنتی و برای استقلال نظری و عملی این جنبش است.

می توان پیش بینی کرد که واکنش اولیه حاکمیت سیاسی و راست سنتی در برابر سیاست انتخاباتی جنبش زنان همانند واکنش چپ سنتی با شتابزدگی و تهاجم همراه باشد، اما برای آینده جنبش زنان دو راه بیشتر وجود ندارد:

راه اول، همراه شدن با برنامه واحد اپوزیسیون، بخشی از گردانهای اجتماعی شدن برای تغییر قدرت سیاسی، آمادگی برای یک رویارویی تعیین کننده ، نبرد سرنوشت ساز و انقلاب اجتماعی، است.

راه دوم، تمرکز و پافشاری دائمی بر مشارکت سیاسی در ساختارهای خرد و کلان، ایجاد مجموعه های کوچک جهت بهبود زندگی زنان، رشد آگاهی ها و سازمانیابی درنهادهای مدنی، است.

"راه سوم"، راه خیالپردازن محافظه کار است: انقلابی های خجالتی و یا رفرمیست های سرگردان.

منابع

1-پیمان نعمتی - جنبش زنان، انتخابات مجلس و سازمان فدائیان خلق ایران اکثریت -13 مهر1394
انتخابات مجلس: به کاندیداهای "همگرایی جنبش زنان" رای دهیم – 17 شهریور 1394
2-سند سياسی مصوب کنگره چهردهم سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت) آوریل,2015
3-نشستِ کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران- 13 آبان 1393
4-نامه مردم – ۱۵ تیر1388
5-جنبشِ زنان: چالش کارزار مدنی در برابر فعالیت انتخاباتی – 5 مرداد1394- نامه مردم
6-جناح های حکومتی و دشمنی آشتی ناپذیرشان با زنان- 12 آبان1394- نامه مردم
7-بیانیه کمپین: به سوی "تغییر چهرۀ مردانه مجلس"- 6 آبان 1394 – کانون زنان ایرانی
8-نوشین احمدی خراسانی – 11نوامبر2015- تأثیر «تغییر چهره مردانه» بر زندگی زنان - مدرسه فمینیستی

No comments:

Post a Comment